سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

31

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

بسيار و ضرورات معيشت آن بيشمار است ، و اشيايى كه بدانها رفع حاجت‌هاى خود را مىنمايد و چيزهايى كه به واسطه آنها ضرورات خويش را دفع مىسازد ، هريكى در جهتى ، در زير پردهء خفا [ 1 ] خزيده و هر واحد در ناحيه‌اى در پس حجاب مستورى انزوا گزيده و يا به دامن بىنام و نشانى كشيده است و همچنين مخفى نباشد كه هزارها مصائب و هزارها بلايا و هزارها زرايا [ 2 ] و هزارها آفات در هر زاويه‌اى از زواياى عالم كمين گرفته و تير جانكاه به‌قصد هلاك انسان در كمان ادوار و حركات زمانه نهاده است . و انسان را به اعانت اين حواس خمسهء ضعيفهء خود هرگز ميسر نشود كه بر جميع موارد و منافع مطلع گشته ، دفاع ضرورات خويش را نمايد ، و يا آنكه بر كمين‌گاه‌هاى بلايا آگاهى يافته در صيانت وجود خويشتن كوشد . لهذا هر انسانى از براى جلب منافع و رفع مضار ، محتاج است به استعانت از مشاعر ساير مشاركين در نوع ، و طلب هدايت‌نمودن از آن‌ها ، تا آنكه به سبب رهبرى و دلالت ايشان به قدر امكان از بعضى گزندها رسته ، مقدارى از لوازم معيشت خويش را به دست آرد . و اين استعانت هرگز مفيد نخواهد افتاد مگر از داراى صفت صداقت . زيرا آن كه كاذب [ 3 ] است قريب را بعيد و بعيد را قريب وانموده ، نافع را به‌صورت مضّر و مضّر را به‌صورت نافع جلوه خواهد داد . پس صفت صداقت ركن ركين پايدارى نوع انسانيت و حبل متين [ 4 ] هيأت اجتماعيهء شعوب است و هيچ اجتماعى ، بدون آن صورت نبندد چه اجتماع منزلى بوده باشد و چه اجتماع مدنى . [ 5 ] خوض كن اگر گروهى را صداقت نباشد چقدر شقاء و بدبختى ايشان را دست خواهد داد و چگونه سلسلهء انتظام آن‌ها گسيخته خواهد شد و چه سان به پريشانى مبتلى خواهند گرديد ؟ * * * و اين منكران الوهيت يعنى نيچرىها در هر زمان كه پيدا شدند و در هر امت كه ظهور نمودند ، مقصود اصلى و مراد حقيقى ايشان اين بود كه به واسطهء مبادى فاسده و اصول باطله خود آن قصر مسدس‌الشكل سعادت انسانيه را كه عبارت از آن عقائد

--> [ 1 ] . خفاء : پنهانى ، غيب . [ 2 ] . زرايا ، جمع زريه : عيب‌ها ، آفت‌ها ، پستىها . [ 3 ] . كاذب : دروغ‌گو ، دروغين ، دروغزن [ 4 ] . حبل متين : رشتهء استوار . [ 5 ] . اجتماع مدنى : جامعه ، و اجتماع منزلى : خانواده .